* اعصابم بدجوری خورده. نمی تونم ننویسم. خسته شدم. بریدم. و این وسط دلم چیزهایی رو می خواد و آرزو می کنه که می دونم عملی نمیشه.
* بغض همه گلومو گرفته.
* من چیکار کنم که کار نیست؟ خودمو بکشم؟ خدای مهربون، نمی شد یه کارم واسه من جور می کردی؟ این همه درس بخون آخرش هیچی به هیچی. بی پولی همیشگی، اونم تو این سن و سال، بدجوری خستم کرده.

برچسب:
نویسنده: متین پاکدل