* تفاوت فرهنگی:
با اینکه دقیقا جای مادرم است، احترام خودش را نگه نمی دارد. من اگر جای او بودم از خجالت آب می شدم از جواب هایی که به او دادم که کاملا محترمانه بود و مودبانه. برای همین تفاوت های فرهنگی از من خوششان نمی آید. فکر می کنند من زیادی خودم را می گیرم!!! در بین جمع آنها، کسی که با همه بیشتر هم صحبت می شود من هستم، با این تفاوت که به متلک ها و صحبت های سطح پایین محترمانه و کوبنده پاسخ می گویم!
* دیروز در یک جمع دوستانه اشتباه کردم و زیادی حرف زدم. البته باید اعتراف کنم که از همیشه کمتر انرژی گذاشتم و کمتر حرف و به عبارتی بحث کردم. اما در دو موضوع باز هم این اشتباه را مرتکب شدم. امروز به خودم دلداری می دهم که اشکالی ندارد! باز هم پیشرفت خوبی است! انشالا در نشست های بعدی ، بهتر تمرین سکوت را انجام خواهم داد.

* اگر بتوانم کمی هم صبوری و از یک گوش شنیدن و از گوش دیگر درآوردن را یاد بگیرم، نصف بیشتر ناراحتی هایم بر طرف می شود! برایم دعا کنید که موفق شوم.
* از صبح یک لیوان شیرعسل و کمی مویز و چند دانه بیسکوییت مادر شده صبحانه ام. عذاب وجدان دارم، اما حقیقتا از نان و پنیر خسته شده ام! ناهار هم نپخته ام. کلا این جمعه گذشته، انرژی ای برایم نگذاشته! هِه!
برچسب:
نویسنده: متین پاکدل