فهمیدگی - تاریخ: 1395/10/30 ساعت: 3:40
خواستم بهش انگیزه بدم برای ادامه تحصیل!گفتم : «اگه قبول بشی، می تونی تا یه عالمه کتاب از کتابخونه امانت بگیری»گفت: «خب میرم کتاب ها رو میخرم!»گفتم : «اگه قبول بشی، می تونی مجانی برگه هاتو پرینت بگیری! هر چه قدر که بخوای!»گفت: «خب میرم یه پرینتر میگیرم!»و اینجا بود که فهمیدم چقدر از من فهمیده تر است ...
گذشته ها گذشته؟! - تاریخ: 1395/10/30 ساعت: 3:40
مرور خاطرات یکی از کارهاییه که جزء تفریحات سالم خیلی ها محسوب میشه. خیلی ها عکس هایی از دوران کودکی و ابتدایی میگذارند و شما با دیدن آن ها آهی از سر رضایت می کشید که «اِ، این، یادش بخیر». اما باید خدمتتان عرض کنم که بنده علی رغم خاطره باز بودن، از یادآوری دوران گذشته لذت که نمی برم ، هیچ، حالم هم بد...
با لباس هایتان مهربان باشید! :) - تاریخ: 1395/10/30 ساعت: 3:40
لباس های گرم دوست داشتنی اند. وقتی کسی را نداری تا تو را در آغوش بگیرد، کافی است یک کاپشن خیلی گرم و نرم بپوشی تا حس کنی کسی تو را در آغوش گرفته. گرم می شوی و خودت را قایم می کنی داخل کاپشن و لذت می بری از آغوشی که بی منت تو را در بر گرفته. قدر لباس های گرمتان را بدانید و قدر سرمایی که موجبات هم آغو...
گاهی یهویی سری به خودتان بزنید و خودتان را غافلگیر کنید! - تاریخ: 1395/10/30 ساعت: 3:40
سعی من در این وبلاگ این بوده که طبق اصول بنویسم. چرندیات را رها کنم. و کمی سعی کنم نویسندگی کنم.اما راستشراستش امروز هیچ چیز در خوری نیافتم.  و خب از طرفی دلم برای خودم تنگ شده بود.این بود که دل را به دریا زدم تا بنویسماز خودماز اینکه دلم برای خودم تنگ شدهاز اینکه خیلی خودم را دوست دارماز خوش فکریم ...
حافظه در حد ماهی، مثمر ثمر بودن در حد ...؟! - تاریخ: 1395/10/30 ساعت: 3:40
یهو با انگیزه نوشتن راجع به یک موضوع از جا بلند شدم و آمدم پای سیستمبعد نظرم راجع به موضوع عوض شد که چیز قشنگ تری بنویسمتا بالا آمدن سیستم و این لحظه که دیدم یادم رفته راجع به چی می خواستم بنویسم!!!و همه اینها در 1 دقیقه رخ داد!البته موضوع اول در خاطرم هست که به دلیل اینکه نمی توان آن را اینجا نوشت،...
مهربانی - تاریخ: 1395/10/30 ساعت: 3:40
می شود مهربان بودمثلا می شود وقتی یک نفر برای اولین بار می آید و خیلی یواش و آرام در وبلاگ شما کامنت می گذارد و با لپ های سرخگون دور می شود، می شودمی شود که به او سر بزنی و یک کلمه ناقابل هم مهمانش کنی، مثلا: سلام!
دوست داری با دوست من که دوست داره با دوست تو دوست بشه دوست بشی؟! - تاریخ: 1395/10/30 ساعت: 3:40
البته که یکی از رموز موفقیت در وبلاگ نویسی، به روز رسانی وبلاگ است. اما چه می شود کرد که این روزها چیزی برای گفتن ندارم. درست زمانی که تازه بلاگ اسکای مهربان، وبلاگم را در حد و اندازه ای دیده که جزء وبلاگ های به روز نشان دهد، درست همین زمان، حرف مفیدی برای گفتن نیست.حتی همین لحظه که تصمیم به نوشتن گ...
رها رها رها من! - تاریخ: 1395/10/30 ساعت: 3:40
لذت بردن خانم ها از خرید جزء مواردی است که همه از آن به عنوان اصلی مسلم نام می برند. اما چیزی که به آن توجهی نشده، احساس پشیمانی بعد از آن است و امتناع فروشندگان از عودت محصول! آن وقت است که شما می مانید  با کلی ناراحتی.و من خیلی پشیمان بودم. پشیمان که عقلم را داده بودم دست دوستی که عشق برند بود و م...
لطفا دل کسی را نشکنید، حتی اگر خدا باشید! - تاریخ: 1395/10/30 ساعت: 3:40
تا این لحظه بارها پیش آمده که فکر کنم که چرا؟ بارها پیش آمده که به خاطر موقعیتی که دارم و حرف های دیگران، آنقدر بغض گلویم را بگیرد که برای آرامشم تنها بتوانم بروم سراغ قران و کتاب خدا را باز کنم و آرام شوم با خواندن آیه هایی که خطاب به پیامبر می گوید که ما می دانیم چه می کشی و به حرف دیگران اهمیت ند...